نوحه های علی اصغر(ع)

نوحه سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)

نوحه اول: آخرین یارم علی

پیش خوانی نوحه:

(ای تمـام لشکـرم، ای علـی اصغرم

بهر قربانی تو را، سوی میدان می‌برم

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی)

 

ادامه نوحه:

بر تو می‌نازم که تو، ششماهه سرباز منی

من سرافراز تو هستم، تو سرافراز منی

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی

چشم خود را باز کن، راز دل، ابراز کن

بر سـر دوش پـدر، پـر بزن، پرواز کن

غنچۀ خندان من، از روی بی‌رنگت بگو

جان بابا هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی

طوطی پربسته‌ام، کودک دلخسته‌ام

گوش کن تا بشنوی، گریۀ آهسته‌ام

چشم خود را بر دو چشم نیم‌بازت دوختم

از تلظّی‌های تو، آتش گرفتم، سوختم

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی

ای تمام هست من، کودک سرمست من

تکیه‌گاهت شانه و قتلگاهت دست من

خنده کن بر روی دستم تا که سیرابت کنم

خنده کن تا با خدنگ حرمله خوابت کنم

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی

دوش من سجّاده و، خون تو، آب وضو

باید از این خون دهم، روی خود را شستشو

یا بشو روی پدر را، با سرشک دیده‌ات

یا تبسم کن برایم، با لب خشکیده‌ات

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی

ای ذبیح کربلا، گشته وقت بذلِ جان

این تو و این حجِّ خون، این منای عاشقان

حرمله در پیش رو دارد به کف، تیر و کمان

سینه بگشا تا نیاید گوسفند از آسمان

آخرین یارم علی، من تو را دارم علی

یک ماه خون گرفته 4 - غلامرضا سازگار


نوحه دوم: گهواره خالی

پیش خوانی نوحه:

گهواره خالی ،قنداقه خونین

لالایی اصغر لا لا یی اصغر

ادامه ی نوحه:

من در خِیام   شاه شهیدان

از مرگ اصغر  باآه وافغان

گفتا رُبابه با چشم گریان

لالایی اصغر لا لا یی اصغر

رفتی به میدان همراه بابا

ازنوک پیکان نوشیده ای آب

برروی دستش رفتی تو در خواب

لالایی اصغر لا لا یی اصغر

ای اصغرمن، آرام جانم

رفتی وبردی تاب وتوانم

بعد از تو دیگر من ناتوانم

لالایی اصغر لا لا یی اصغر

نوحه سوم: من گلفروش هستم

پیش خوانی نوحه:

{من گلفروش هستم اصغر به دوش هستم

جانم علی اصغر(2)}

ادامه ی نوحه:

حاجیِ شش ماهه ام حاجت روایی شد

طفلِ نازِ تشنه ام کرب و بلایی شد

من گلفروش هستم

اصغر به دوش هستم

جانم علی اصغر(2)

از دو چشمان رباب شرمنده ام کردی

بر دلم آتش زدی تا خنده ام کردی

طفلِ صغیرِ من

ماهِ منیرِ من

جانم علی اصغر(2)

چشم خود واکن علی ای روح و ریحانم

تا که سیرابت کنم با اشکِ چشمانم

با من مدارا کن

من را تماشا کن

جانم علی اصغر(2)

بهرِ دست و پا زدن بر تو کنم چاره

بند این قنداقه ات را می کنم پاره

ای همه ی هستم

رفتی تو از دستم

جانم علی اصغر(2)

خونِ سرخِ حنجرت سوزد روانم را

بر عمو محسن رسان بابا سلامم را

ای غنچه ی پرپر

خونین گلو اصغر

جانم علی اصغر(2)


نوحه چهارم: طفل عطشان

پیش خوانی نوحه:

{گل پرپر بابا علی اصغر بابا 2}

ادامه نوحه:

با دوچشمان ترم ـ طفل عطشان در برم

ای خدا طفل خودم ـ سوی میدان می برم

آهوی دشتِ ختن ـ دست و پا کمتر بزن

چشم ناز و خسته ات ـ می زند آتش به تن

می روم خوابت کنم ـ درِّ نایابت کنم

کنج آغوش خودم ـ تا که سیرابت کنم

ای عدو مهلت بده ـ اصغرم نشکفته است

بین چگونه در برم ـ همچو مرغی خفته است

حالِ زارش را ببین ـ این چنین آشفته است

آن لبان خشک او - دردِ او را گفته است

آمده این کودکم ـ تا که سربازی کند

آمده بهرِ خدا ـ تا که جان بازی کند

نوحه پنجم: خنده كن اصغرم

پیش خوانی نوحه:

{غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)}

ادامه نوحه:

طفل خاموش من زينت دوش من(2)

پيكرت غرق خون شد در آغوش من

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)

حلقت از تير كين مثل گل وا شده(2)

مهر طومار من از تو امضا شده

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)

اي به شش ماهگي همه هست من(2)

كم بزن دست و پا بر روي دست من

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)

افتخارم بود روي گلگون تو(2)

روي خود شستشو كردم از خون تو

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)

آخرين يار من مهر طومار من(2)

بهترين لاله سرخ گلزار من

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)

مرغ عشق حرم پر زدي از برم(2)

مي روي ديدن محسن و مادرم

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم(2)

اي مرا دُرّ‍‍ ناب گل سرخ رباب(2)

با تلظّي خود كم بگو آب آب

غنچه پرپرم خنده كن اصغرم 2

شاعر :ميثم


نوحه ششم: مادر نشسته تنها

پیبش خوانی نوحه:

(علی اصغر با با گل احمر بابا

علی جانم علی جانم)

ادامه نوحه:

اي اهل كوفه رحمي اين طفل جان ندارد

خواهد كه آب گويد اما زبان ندارد

ديشب به گاهواره تا صبح ناله ميزد

امروز كه تر كند لب دور دهان ندارد

رخ مثل برگ پاييز لب چون دو چوبه خشك

اين غنچۀ بهاري غير از خزان ندارد

اي حرمله مكش تير يكسو فكن كمان را

يك برگ گل كه تاب تير و كمان ندارد

شمشير اوست آهش فرياد او تلظُي

جانش به لب رسيده تاب بيان ندارد

منت به من گذاريد يك قطره آب آريد

بر كودكي كه در تن جز نيمه جان ندارد

با من اگر بجنگيد تا كشتنم بحنگيد

اين شير خواره بر كف تيغ سنان ندارد

مادر نشسته تنها در خيمه بين زنها

جز اشك خجلت خود آب روان ندارد

تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن

جز شانۀامامش ديگر مكان ندارد

(ميثم)به حشر نبود غير از فغان و آهش

آنكو از اين مصيبت آه و فغان ندارد

حاج غلامرضا سازگار(ميثم)


نوحه هفتم: مادر نداشت آب(چسب)

پیش خوانی نوحه:

بــاید تمــام سـال دمـادم عزا گرفت

ادامه نوحه:

وقتی که تیر کین به گلوی تو جا گرفت

خون تو را به عرش فشاندم، خدا گرفت

گردیـد دفـن، پیکر پاکت بـه دست من

پیش از همه تو را بـه بغل کربلا گرفت

می‌خواستم چو لاله کنم هدیه‌ات به دوست

دشمن ز من به تیر سه شعبه تو را گرفت

از بس مصیبت تـو عظیم است، بهر تو

بــاید تمــام سـال دمـادم عزا گرفت

تیر آمد و ز حلق تو بر قلب من نشست

از آن گذشت و جا به دل مصطفی گرفت

نفرین بـه حرمله که بـه تیـر سه شعبه‌ای

دار و نـدار و هستی مـا را ز مـا گرفت

عمـه بــرای مـن طلبیـد از خدای، صبر

مـادر بـه خیمـه بهر تـو دستِ دعا گرفت

یهــوده بهــر کشتن مـن صف کشیده‌اند

بــا کشتـن تـو «حرمله» جانِ مرا گرفت

مادر نداشت آب به جز اشک چشم خویش

قـاتل تــو را ز شیر بـه تیـرِ جفـا گـرفت

«میثم» بـه قبـر کــوچک اصغر نظاره کـن

سربــاز آخــرم بــه دل خـاک، جا گرفت

شاعر : حاج غلامرضا سازگار (میثم)

شعر مصیبتی: ماه و آب

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا درآغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را


حمیدرضا برقعی

 

آخرین به روز رسانی (شنبه 12 آذر 1390 ساعت 10:20)

 
Translate By : Meisam Heidarzadeh